مطالبات حداقلي؛ نتايج حداكثري
در ديگر طيف اين جبهه نيز ياران كروبي در تكاپوي راه اندازي "اعتماد ملي" بودند. آنان كه در انتخابات رياست جمهوري با شعارهاي پوپوليستي و جذابشان سوژه جالبي براي ديگر فعالين بودند، و حتا از سوي ياران قديم مورد نقد بودند كه با شكست قطعي كانديدايشان به تقسيم آراء اصلاح طلبان كمك خواهند كرد، هنوز سرمست از نتايج قريب به پيروزي كانديدايشان و شكست سخت منتقدانشان، نامه كروبي به رهبري و دستكاريها و تخلفات انتخاباتي را روزي چند مرتبه براي خود دوره ميكردند. ياران شيخ خيلي سريع با استفاده از نام و اعتبار و امكانات رئيس خويش اقدام به راه اندازي روزنامه و سايت و دفتر و شعب استاني نمودند. و هنوز هم در تكاپوي گسترش حزب قائم به فرد خويشند. هر چند لحن تند و صريح كروبي گاه چونان بلوايي در ميانهي اين كاراز به راه مياندازد و نامهها و گفتههاي تند شيخ به جاي مابقي حزبش كاركرد دارد.
و اما ملي مذهبيها و نهضت آزادي نيز كه پس از سالها به عنوان مؤتلفي جدي در رقابت انتخاباتي شركت جسته بودند، نه تنها حضور در دور اول را تجربه كردند بلكه با حمايت از هاشمي بسياري از تابوهاي خود ساخته را نيز شكستند تا نشان دهند كه بيش از پيش عزم خويش را براي حضور در عصه جزم نمودهاند. سياسيون قديمي اين دو گروه در ميدان عملگرايي فعالتر و قدرنمندانهتر از گذشته حضور پيدا كرده بودند و پس از كارزار انتخابات نهم نيز نه تنها مانند ديگر مؤتلفان خويش سردرگم و مبهوت نمينمودند بلكه خيلي زود باب نقد دولت را گشودند. و حضورشان در دايره غير خوديها خيلي زود رواديد آنها را براي پيوستن به جمع منتقدين صادر كرد. عدم وجود پايگاه اجتماعي مرتبط و مترتب با اقشار مختلف جامعه به عنوان مهمترين ركن فعاليت احزاب سياسي و تنها تكيه به چند چهره سياسي- انقلابي اين گروه را تنها به عنوان نماينده افكار بخشي كوچك از جامعه سياسي قرار داده است كه پس از تجربه انتخابات نهم و احياء دوباره، جاني تازه گرفتهاند و حضور در عرصه سياست كشور و بازگشت به اجتماع را ولو تنها به عنوان اپوزيسيوني كم قدرت به عنوان سياستي مقبول و معقول با جديت تمام دنبال ميكنند. آنان با حضور در انتخابات و چند حركت ديگر سياسي،و با انتخاب گزينهي "حضور در عرصه" ، با تعامل با نزديكترين احزاب سياسي همسو، تمام تلاش خويش را در بالا بردن ظرفيت حزب و طيف خويش پس از انتخابات بكار گرفتهاند. هر چند كه در منتها اليه اين جناح نيز تنها مشاركت و سران آنها هستند كه به طور جدي با آنها تعامل دارند و ديگر گروهها هنوز در گير و دار هزينهي همكاري با آنها به سر ميبرند.
گروه ديگري كه در جبهه اصلاحات خود را سهيم ميدانند تكنوكراتهاي ليبرالي هستند كه در انتخابات از هاشمي حمايت ميكردند. "كارگزاران" و "اعتدال و توسعه" به عنوان ليدرهاي جريان ميانه سياست كشور در انتخابات از تمامي ظرفيتهاي مالي و معنوي خويش بهره جستند تا پير سياست ايران را بار ديگر بر مسند قدرت تكيه دهند. اين طيف كه با بهره جستن از حاميان بزرگ و متمول (كه به دليل سياستهاي اقتصاد آزاد هاشمي، با وي همراه شده بودند) با در نظر گرفتن امكانات وسيع خود، نتيجه انتخابات را به سود خويش پيش بيني مينمودند. ولي پس از سوم تير و برگشتن ورق آنان كمتر از ديگر اصلاحطلبان وارد عرصه نقد شدند. در اين طيف تنها فراكسيون وفاق در مجلس بود كه گهگاه در ائتلاف با فراكسيون اقليت و اصولگرايان ناراضي در رأي اعتماد به كابينه تا حدودي احمدينژاد را آزردند. پس از آن بعضا تنها در مقام منتقد سياستهاي اقتصادي دولت ظاهر شدند. اين طيف كه قاطبه و تمامي فعاليت خود را بر روي تكنوكراتها و چهرههاي سياسي و اقتصادي معطوف داشته، بعد از انتخابات نيز همان رويه را در پيش گرفت و مانند مشاركت و مجاهدين انقلاب سعي در بازسازي تشكيلاتي خود در ميان عموم اقشار ندارد. و اما گروههاي كوچكتري مانند احزاب همبستگي و مردمسالاري و يا انجمنهاي اسلامي معلمان و اساتيد و ... كه كمتر اثري در معادلات سياسي داشتند و يا در خوشبينانهترين حالت در ميان گروههاي مذكور حل شده بودند نيز پس از انتخابات فارغ از هرگونه صفبندي انتخاباتي، هيچگاه به صورت جدي وارد گود نشدند.
اما انتخابات پيش رو پس از سه شكست متوالي براي گروههاي مذكور ميتواند مختصات جديد را برايشان ترسيم كند. آنان كه در انتخابات نهم گزينههايي جديد و مدرني را تجربه كردند،حال بيشتر به استفاده از چنين واژههايي در ادبيات سياسي خويش واقف گشتهاند. ائتلافي كه اصلاحطلبان در پايان بهار هشتاد و چهار تحت عنوان «مبارزه با تحجر» به آن متوسل شدند، تجربه بسيار جذابي بود . طيفهاي مختلف با تمامي انتقادات و افتراق به آن دست يازيدند تا شايد هزينه متحمله را كاهش دهند. هر چند اين تجربه جذاب نتيجهاي خوشايند به همراه نداشت. البته اصلاح طلبان پيش از اين نيز تجربياتي از اين دست مانند ائتلاف وسيع دوم خرداد را كه در مقايسه با سوم تير گستردهتر نيز بود و يا انتخابات مجلس ششم و .. را نيز در كارنامه خويش گنجانده بودند. ولي آنچه را كه ائتلاف سوم تير را از چنين حركتهايي تمايز ميدهد شرايط خاص و ويژه آن ميباشد. ائتلاف در جناح بازنده با در نظر گرفتن تمامي اختلاف نظرها و فترت در حالي شكل گرفت كه وقوع بدين وسعت و با استفاده از تمامي نيروها كمتر محتمل مينمود. و خوشبينترين تئورسينهاي اصلاحات نيز احتمال تشكيل چنين جبههاي بدين گستردگي و آن هم در چنين شرايطي را نميداد.
پس از سوم تير متفكرين و نيروهاي تئوريك اصلاحات سعي در تنوير زواياي اين شكست داشتند. هريك عاملي را در رقم خوردن چنين نتيجهاي سهيم ميدانست. اما يكي از گزينههايي كه بسياري بر روي آن تأكيد داشتند نقش غير قابل كتمان عدم اجماع اصلاح طلبان براي رقم خوردن چنين نتيجهاي بود. بگونهاي كه همگان بر روي اجماع و ائتلاف به عنوان گزينهي بدون جانشين و تنها راهكار ممكنه در انتخاباتهاي آتي نام ميبرند. سعيد حجاريان نيز در توجيه ضرورت اين امر، پا را فراتر نهاد و «ائتلافي از مؤتلفه تا نهضت آزادي» را پيش كشيد. البته تمامي نيروهاي جبهه اصلاحات (چه بالقوه و چه بالفعل) همگي موافقت ضمني خود را با اين نوع ديدگاه بين داشتند. و لي هر چه به آوردگاه پيشرو نزديك ميشويم و شمارش معكوس براي انتخابات شوراها و خبرگان سير نزولي بيشتري را طي ميكند، كم و بيش نجواهايي كه تا ديروز بسيار مبهم بود و ضعيف، اينك به نداهايي رسا مبدل گشته است. ذكر "عدم ائتلاف" بعنوان گزينه اصلي چندي از گروههاي اين جناح و يا احتمال عدم استفاده از گزينهها و كانديداهاي طيفي خاص ميتواند حامل پالسهاي خطرناكي به سمت اردوگاه اصلاحطلبان باشد. باز شدن باب عدم تطابق سياستهاي گروههاي مختلف با يكديگر در انتخابات پيش رو و يا اجراي نقش پدرخواندگي و تحميل كانديداها و سياستهاي جريان قويتر بر ديگران ميتواند به راحتي نتايج انتخاباتهاي پيشين را برايشان به ارمغان بياورد. هر چند از هم اكنون به قطعيت نميتوان از بروز چنين اختلافاتي خبر داد ولي با در نظر گرفتن تجربيات گذشته نيز احتمال وقوع آن را نبايد دست كم گرفت.
مسلما آنچه كه احزاب و گروهها و شخصيتها در پس ائتلاف بدنبال آن هستند، استفاده از امكانات بالقوه و بالفعل مؤتلفان خود در راستاي به نتيجه رساندن اهدافشان است. در سياست ايران ترسيم نمودار و رديف كردن اعداد و ارقام براي پيش بيني نتايج منتج از ائتلافها نظير آنچه كه سردبير محترم شرق آقاي قوچاني پس از بيست و هفتم خرداد ماه هشتاد و چهار پيش بيني كرده بود نه تنها كاري عبث كه با در نظر داشتن اقليم خاص سياست ايران مضحك نيز به نظر ميرسد. در انتخابات (و علي الخصوص انتخاباتي همچون شوراها كه نامزدها و فعاليتهاي انتخاباتي به اشلهاي كوچكتري تقسيم ميشود و شكل بومي تري به خود ميگيرد) استفاده از اين امكانات و سخت افزارها و نرمافزارها نقش تعيين كنندهاي به خود ميگيرد. و بيش از چهرهها و گفتهها و حمايتها، امكانات و هزينهها و تلاشها تعيين كننده خواهد بود. اجماع بر روي گزينههايي مشخص در شهرها و واحدهاي كوچكتر درچنين انتخاباتهايي ميتواند تمركز فعاليتهاي نيروهاي همسو را بر روي گزينههاي محتملتر تجميع ببخشد و احتمال پيروزي را افزايش دهد.
اين آمال تنها در صورتي ميسر خواهد بود كه تمامي نيروهاي اصلاحات با سنجيدن شرايط و با در نظر داشتن حداقل مطالبات تنها به حداكثر نتيجه بيانديشند و تمام توان خود را براي به ثمر رساندن آن بكار ببندند. البته منظور نگارنده از ذكر حداقل مطالبات نه پشت كردن به آرمانها و ناديده گرفتن اصول بلكه با در نظر داشتن جميع شرايط انتخاب بهترين گزينههاي ممكنه كه احتمال اجماع روي آنها بيشتر است ميباشد. ولي آنچه كه جو سياسي كنوني اصلاحطلبان نشان ميدهد، فاصله آنها با اتخاذ چنين سياستهايي (حداقل در مقام عمل) ميباشد. البته در مقام حرف، سخنان زيادي در رابطه با اهميت و ضرورت ائتلاف به ميان آوردهاند ولي در عمل تاكنون چيز ديگري مشاهده ميشود. به هر روي بايد اميدوار باشيم كه اصلاحطلبان با دريافتن شرايط خاص و ويژه انتخابات پيش رو با كنار نهادن اختلافهاي نظري و عملي دست به ائتلافي گسترده بزنند و از تمامي امكانات خويش براي پيروزي در انتخابات پيش رو بهره بجويند. چرا كه تجربه ثابت كرد ديگر در انتخابات حتا يك كرسي در دورافتادهترين روستا را نيز نبايد به راحتي از دست داد!

